بهانه
دلم می خواست بهانه ای باشی برای فراموش کردن همه چیز ... .
اما حالا دلم می خواهد بهانه ای باشد برای فراموش کردن تو!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

همیشه سخت ترین سیلی رو از کسی می خوری که روزی بهترین نوازشگرت بود.
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم!
با اشک تمام کوچه را تر کردم!
وقتی که شکست بغض تنهای من!
وابستگی ام را به تو باور کردم
ارزو دارم فقط یک بار سرت را
روی قلبم بگذاری تا تپش نامنظم
قلبم را به هنگام دیدنت احساس کنی
ولی از ان میترسم قلبم به احترامت بایستد
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی ۱۳۸۸ ساعت 22:27 توسط مسافر غریب
|

سلام دوست جونام