خداوندا

خداوندا اگر روزی بشر باشی

زحالم باخبر گردی

پشیمان می شوی از قصه ی خلقت

ازاین بودن

خداوندا تو می دانی که انسان بودن وماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است

عشق

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد.

love

زیبا ترین قاصد عشق سلام

باز هم امروز برگی دیگر از تقویم بی حضور شانه هایت ورق خورد تا مرا در عمق دلتنگی هایم مدفون سازد.می دانم که مرگ خنده هایم را از فرسنگ ها دور تر می بینی و نیک می ذانم که بر گور خنده یم های های می گریی . اما از این همه ماتم و درد چه سود ؟! چگونه می توان با گریستا فاصله ها را شکست ؟ چگونه می توان با صبورانه چشم به در دوختن از نبودنی تلخ بودنی آسمانی متولد ساخت...؟!                                                                                                                                                        با نگاه نیلوفری و، تا حوالی بی کسی از تو خواهم سرود... ترانه ای خواهم کاشت و با گریه ی بارانم تو سبز خواهی شد در کویر شعر هایم ... . و من فریادی خفته در سکوت مردابم و شاید سالیان دیگر تو سبز خواهی شد در کویر شعر هایم ... . و من فریادی خفته در سکوت مردابم و شاید سالیانی دیگر پیدا کنی چشمانی را که حک شده بر تخته سنگی ... . و تو آن روز نیلو فری بکار به یاد بی کسی مرداب ، به یاد غربت غمگینم

 برای بدست آوردن تو خودم را قسمت کردم ، خودم را تکه تکه کردم و سهم تمام رویاهایم شدی ... انصاف نبود...چرا قبل از تکه تکه شدنم جوابم نکردی ؟! رای خداحافظی دیگر دیر شده بود... .

بودنم را هیچکس را باور نداشت ، هیچکس کاری به کار من نداشت ، بعد مرگم روی قبرم با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ بنویسید او که خوابیده در این گور سرد ، بودنش را هیچ کس باور نکرد.

 

دیگه مجبور نیستی... .

دیگه مجبور نیستی هرجا که میری

ازم اجازه رفتن بگیری

میشه با هرکی که میخوای بجوشی

اصلا هر چی دلت می خواد بپوشی

میشه به هرکی میخوای دل ببندی

یا با غریبه ها بگی بخندی

وقتی دیر می کنی یا میری جایی

 دیگه نیستم بهت بگم کجایی

نرو تنهام نذار با درد و غم هام

اگرچه دلخوری از خیلی حرفام

به قرآنی که از سایه اش گذشتم

به مرگ هر دو تامون خیلی تنهام

نگو میبینمت یه روز دیگه

آخه احساس من اینو نمیگه

نموتونم قبول کنم نباشم

تر و خشکت کنه رقیبِ دیگه

خداحافظ همیشه بهتر از من

همیشه یا که هر جا سر تر از من

تو چشمات بهترین بودم تو دنیا

نمی دیدی اگر چه کمتر از من

خداحافظ که رفتم بی بهونه

از این خونه دلم بدجوری خونِ

به جای سر به روی شونه ی من

تو یادم خاطرات تو می مونه

اگه کوه طلا واست بیاره اگر دنیا رو زیر پات بزاره

بازم دستای خالیم خوب میدونن که

 هیچکی قد من دوستت نداره

گلت خشک شد ولی هرگز نمرده 

زمان بوی تو رو از خونه برده

دلم خوش بود میای یک شب تو خوابم

ولی چند ماهِ که خوابم نبرده

داری میری ولی پیشت میمونم 

واست هیچی نبودم خوب میدونم 

ولی من در عوض هرجا که باشم واست تا آخر عمرم میخونم

شاید خیلی چیزا می خواستی اما

منم هیچی نداشتم پات بریزم

اینقد بغضم رو پنهون کردم از تو

از اون روزی که تو رفتی مریضم

قدیما یادمِ می رفتی جایی

همیشه یه خداحافظ میگفتی

چقدر آسون شدم باهات غریبه

بازم پشت سرم چیزی شنوفتی

الان داغی نمی فهمی چی می گی

مدیونی اگه یادم بیوفتی

وصیت

خدا وصييته منو گوش بده
ناممو بخون
شايد ديگه من نبآشم
مواظب عشقم بمون
ميسپرمش بهت ميرم
تمومه تآرو پودمو
يه وقت نيآد برنجونيش
کسل کنی وجودمو

خدا يه وقت كسي نياد بدزده قلب ساده شو بشينه زير سايشو بهش بگه دوسش داره
خيلي بده زمونه ما
خدا سپردمش بهت
مواظب عشقم بمون
فردا قراره منو تو
از هم ديگه جدا بشيم
فردا قرار همدمه
گريه بي صدا بشيم
تو کوچه هاي بي کسي نيستي و پرسه ميزنم
آي آدما نگاه کنين غریب شهرتون منم

يادش بخير
منو تو و يه قلبه پاك و بي غرور
حالا چي شد عوض شدي
دلت کجاست سنگ صبور
من تو رو عاشق ميکنم
هر جور شده
حتي به زور
کي مي خواد
فردا تو رو از من بگيره
كاش خونش ويرون بشه آتيش بگيره
ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم
ما اگه از هم جدا بشيم ميميريم
ما بايد قدره اين روزهارو بدونيم
واي اگه فردا بياد تنها ميمونيم
خدا شايد اين عشقي که من ميگمو تو نشناسي
نزديكترين کسم اونه خيلي دوسش دارم راستي! يادم نره بهت بگم عزيزترينه من اونه خودم مهم نیست

اما اون
نذاري تنها بمونه
بميرم واسه هق هقش
گريه چقدر بهش مياد
وقتي که حرصش مي گيره
ميگه از من بدش مياد
اما وقتي آروم ميشه
ميبينه من بغضم گرفت
همين ديوونه بازيهاش ازاول چشممو گرفت
حالا که ديگه مجبوريم با هم دیگه وداع کنیم

بيا به ياد اون روزا
همديگرو دعا کنيم
يه وقت ديدي دعا گرفت
خدا نذاشت جدا بشيم
اي واي داره فردا مياد
بايد دست به دعا بشيم
با قلب پاکت از خدا
بخواه منو صبرم بده
هنوز نرفتي از پيشم
دوريت داره زجرم ميده
کي مي خواد فردا تو رو
از من بگيره
كاش خونش ويرون بشه آتيش بگيره
عزيزم يادت نره
دنيا دو روزه
نمی خوام دلت

واسم بسوزه
اي خدا حتي اگه
دوستم نداره تو ميتوني
نذاري تنهام بذاره

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

 

گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم

گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم

گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم

گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

وقت جان کندن من بود نمی دانستم  ،  تیغ در گردن من بود نمی دانستم ، آنچه در حجم  پر از درد گلویم پژمرد ، آخرین شیون من بود نمی دانستم ، تا نمردم  بگذارید که فریاد کنم دوست هم دشمن من بود نمی دانستم ، از همان خنده که معنای عطوفت می داد ، نیتش کشتن من بود نمی دانستم ، آنچه من عاطفه پنداشتمش آتش خرمن من بود نمی دانستم ، لحظه وصل من و دوست ، خدا می داند ، وقت جان کندن من بود نمی دانستم ...

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

دیدی اونم رفت

خدمات وبلاگ نویسان جوان         www.bahar20.sub.ir

این روزها به لحظه ای رسیده ام که با تمام وجود ملتمسانه از اشکهایم می خواهم که یادت را از ذهن من بشوید... یادت را بشوید تا دیگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...

من تمام فریاد ها را بر سر خود می کشم چرا می دانستم که در این وادی ، عشق و صداقت مدتهاست که پر کشیده اند اما با این همه تمام بدبینی ها و نفرتها را به تاریک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودی دیگر گونه اغاز کردم و تو... چه بی رحمانه اولین تپش های عاشقانه قلب مرا در هم کوبیدی ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهیت فروختی ،  اولین مهمان تنهایی هایم بودی...
روزی را که قایقی ساختیم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به دریای حوادث رهسپارکردیم دستانم از پارو زدن خسته بود ... دلم گرفته بود...

زخم دستهایم را مرهم شدی و شدی پاروزن قایق تنهایی هایم... به تو تکیه کردم...
هیچ گاه از زخمهای روحم چیزی نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفی کردم ...

 

فری

 

 

 

بهاربيست                   www.bahar-20.com

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.com

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

          بهاربيست                   www.bahar-20.com         

 

تو رفتی؟ نه باور ندارم

بهترین و جدید ترین ها در www.bahar20.sub.ir

حالا من یه گوشه تنهام با یه عکس یادگاری
رفتی بی وفا و گفتی که  منو دوسم نداری
حالا باز دوباره بارون می خوره رو تن  شیشه
اخه چی کم شده از تو که می ری واسه همیشه
عزیزم دنیا کوچیکه تو بگو اخه کجایی
یاد تو می افتم هر وقت
هی می گم جای تو خالی
هی میگم جای تو خالی
تو شبای پر ستاره
دل من هواتو داره
یاد من می مونه نیستی
بودنت خواب و خیاله
روی بام خاطراتت من کبوتر شدم اما
با یه سنگ نفرت تو پریدم از بوم دنیا
حالا بعد رفتن تو من یه گوشه ای نشستم
هی می گم کجایی اخر اخه من دل به کی بستم
دیگه خسته ام از این عشق خیالی
هی میگم جای تو خالی
   هی میگم جای تو خالی
  

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

  

 

بی وفا عشق من

بی وفا عشق من ، بخدا اشک من

می مونه رو گونم تا بیای یش من

رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم

هنوز تارِ موتُ به دنیا نمی دم

تو رو به خاطراتمون تو منو بی خبر نذار

تو رو به اشک من قسم منو چشم به در نذار

باشه میرم از یشت خداحافظ عشق من

ببخش روی نامه هام باز چکیده اشک من

دلت موندنی نبود خداحافظ عشق من

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی ؟؟؟

چه ساده نشستی چه ساده پریدی

بغضمُ وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی

حتی واسه دل خوشیمم دست تکون ندادی رفتی

پس بذار روی ماهتُ دم آخر نگا کنم

سخته با خاطراتمون با دل خون وداع کنم

وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من

دلت می شکنه یه روز می دونی قدر اشک من

سخته گفتنش ولی ... خدا حافظ عشق من

((خداحافظ عشق من)) 

 

 

 

یادش بخیر

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

یاد شبهای جدایی یاد دلی که بی صدا تو خودش شکست یاد دستی که غربتش رو سرم سنگینی می کرد ...
یادش بخیر اون روزا که دست های سرد و بی روحت مرهم زخم های لحظه های تنهاییم بود یادش بخیر اون روزا که غم همسایه ی دل شکسته م بود و من تا آخرین روز فکر می کردم فرسنگها از ما فاصله داره اماانقدر زود منو تنها گذاشتی که فکر کردم با غم هم خونه بودم ...
یاد دلی که لحظه ی سخت رفتنت داشت آتیش می گرفت و می بارید بخیر یاد اون لحظه که سکوت سنگین شب صدای بارون رو تو گوشم زنده می کرد بخیر ...
حالا هر وقت بارون می باره یاد تو ام تویی که به چشمهای خیسم خندیدی و رفتی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

بهانه

 

دلم می خواست بهانه ای باشی برای فراموش کردن همه چیز ... .

اما حالا دلم می خواهد بهانه ای باشد برای فراموش کردن تو!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

همیشه سخت ترین سیلی رو از کسی می خوری که روزی بهترین نوازشگرت بود.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم!

با اشک تمام کوچه را تر کردم!

وقتی که شکست بغض تنهای من!

وابستگی ام را به تو باور کردم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ارزو دارم فقط یک بار سرت را

روی قلبم بگذاری تا تپش نامنظم

قلبم را به هنگام دیدنت احساس کنی

ولی از ان میترسم قلبم به احترامت بایستد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

تسلیت قلب صبورم

وقتی مردم گریه کن که غمای دلت سبک شه

گریه کن شاید که گریه مرحم درد تو باشه

جونمو به لب رسوندی، قصه ی جدایی خوندی

روی قولای قشنگت گل آرزو نشوندی

عشق من پاک و مطهر عشق تو جامی پر از زهر

زهرتُ دادی به خوردم ، دیدی دق کردم و مردم

 

 

تسلیت قلب صبورم اون دیگه دوست نداره

یادش بخیر

یادته گاهی اوقات دلم می گرفت ...

یادته اشکهام هیچ پناهگاهی جز شونه های خسته ت نداشت ...

یادته ...

اما امروز ...

تو نیستی کنارم ...

اما تو قلبم تو حافظه م زنده ای و حاضر ...

دلم برات تنگ شده واسه هر لحظه ای که احساس غرور می کردم به عشقی که تو دلم بود ...

هنوزم افتخار می کنم به اینکه کمرم زیر بار سنگین عشقت شکست ...

زیر آوار غرورت له شدم اما...

هنوزم نمی خوام این آوار رو کنار بزنم و روی پاهام بایستم ...

شاید وقتی اومدی کمکم کنی از زیر آوار بیرون بیام ...

منتظرم

کاش

کاش می شد دوباره باشی
کنار این تن خسته

مثه مرحم بشی واسه این دل شکسته

کاش می شد دوباره واشه
اون دوتا چشم خیسه بسته

کاش می شد دوباره پیدا
اون نگاه ناز شیدا

کاش می شد دوباره واشه
اون لبای سرخ بسته

کاش می شد دوباره سر بدی فریاد
تا بدونم که هـنـوز، نرفتم از یــاد

کاش می شد دوباره شونت
تکیه گاه ناله هام شه

حضور سبز وعاشقت
سنگ صبور گریه هام شه

کاش می شد؛اما نمیشه این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود ، دیگه برگشتن نداره

موندن من دیگه اینجا
فایده ای نداره

مثه رویایی که
توی هیچ ذهنی ، جایی نداره

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریای ترینی آبی و آرام و بی پایان
و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف
و من در آرزوی قطره های پاک بارانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار
و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر
و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم
بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من
ببین با تو چه رویایی ست رنگ شوق چشمانم
شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد
و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می آیی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
و من تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
شبست و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده
و شاید یک مه کمرنگ از شعری که می خوانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

بدون شرح

خسته ام

خیال کردم یه عمر با من میمونی
گمون کردم واست یه هم زبونم
نگفته بود پیه یه عشق دیگه هست
نگفت به فکر فرصتی دوباره هست
برای دل بریدن به فکر چاره هست
نگفت به فکر تقدیر دبارس
شکستن غروری پاره پاره هست
حالا به مرگ من راضی نمیشه
میخواد جون بکنم واسش همیشه
به اون ظالم بگین نفرین این دل
درسته کلی و بی کس و کارم
اما منم برای خودم خدایی دارم
برای دیدن روزه عذابت
دارم ثانیه ها رو میشمارم

او كه رفته... .

از او که رفته نباید رنجشی به دل گرفت.آنکه دوستش داریم هرگونه حقی بر ما دارد..حتی آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد!! نمیتوان از او رنجشی به دل گرفت. بلکه باید تنها از خود رنجید که چرا باید آنقدر شایسته ی محبت نباشیم که دوست ما را ترک کند!! و این دردی کشنده است!

به چه می خندی تو؟

به مفهوم غم انگیز جدایی؟

به چه چیز ؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟

 به چه می خندی تو؟به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

 یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

 به چه می خندی تو؟

 به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟

 خنده دار است بخند.

 

بي تو بايد زيست

می خواهم تا آخر عمر خانه نشین خیال تو باشم
                به یاد رفتنت مثل ابرها بغض کنم
                به نامه های ننوشته ات پاسخ بدهم
                و از پشت پنجره به آرزوهایت سلام کنم

                می خواهم تا انتهای این جاده
                همچنان بی قرار تو باشم
                و تمام لحظه ها رابه عشق دیدن تو طی کنم
                می خواهم با تو از حادثه ها عبور کنم 

  

کلاس ادبيات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتي. رفت.. ساکت ميشوم ميخندم !... ولي خنده ام تلخ ميشود،... استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت شاديم بمرد، شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من ميخندم و ميگويم... - خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ... کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم .

>>>>>بی تو تنها میمیره >>>>>>

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت

خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو ای محبوب خوب من

سلام تو طلوع پاک شبنم بود
غروب ظلمت تاریکی وغم بود

سلام تو شروع آشناییها
نوید مهربانی ها زمان همزبانیها

دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده
خزان زندگی آمد دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده

خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ

 

گل بي وفاي من

گل بي وفاي من

وقتي براي اولين بار ديدمت عشقت به دلم نشست .شدم عاشق صدات مهرت به دلم نشست 

اون شب مهتابي رو يادت مياد ؟  با تو گفتم راز دلمو گفتم كه عاشقت شدم  به عشق تو بنده شدم با ديدنـت زنـده ش‍‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـدم 

يادم آيد كه تو هم خنديدي و  گفتي: منم عاشقت شدم 

از اون شب  تو شدي گل من منشدم گلدونه تو گل من يادت مياد  گفتي با توام هميشه  ريشه هام از دل تو جدا نميشه  وقتي اون روز باغچه رو ديدي  

ريشه هات لرزيد تو دلم اون شب شوم رسيد شب بد با رعد و برق هوا داشت گريه ميكرد  شايد به بخت بد من اره گلم آسمون از دل تو خبر داشت 

ميدونست دل تو هوايه باغچه رو داشت منو كُشتي امّا خدا كنه زنده باشي تويه باغچه تا ابد پاينده باشي حالا اين گلدون سرد ديگه داره ميميره بادل شكسته واسه تو اي نوا رو مي خونه گل بي وفايه من خدا حافظت باشه

 

درد دل

من هنوزم واسه تو از عاشقی قصه می خونم من هنوزم تک و تنها تو هوای تو می مونم
من همه چیزمو دادم ، که پیشم بمونی ولی تو هنوزم واسم از سفر می خونی
من همه گلای یاس ، واسه تو فدا کردم  تا که دستامو بگیری گرم کنی این قلب سردم
دل من می خونه بازم که واسش قشنگ ترینی ولی تو عوض نمی شی سرد و ساکت، باز همینی
نمی خوای غربت چشما مو باور کنی، می دونم دلتو دادی به دست یک غریبه همه حرفام به خیالت یه فریبه
قسمت چشای من اشک و غربت من دارم عمری به حسرت تو عادت
عزیزم خدا به همرات شادم اگه شادی می میرم هنوز برات گر چه دل به من ندادی

نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی...

تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت...




به يادم باش

به جای د سته گلی که فردا بر قبرم نثار می کنی , امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن. به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی . امروز با تبسمی شادم کن. به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی. امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن. من امروز به تو نیاز دارم نه فردا

 

بي تو بودن سهم من نبود از اين عشق

می دید می سوزم ولی باور نمی کرد

با گوشه چشمی آتشم را تر نمی کرد

توی نگاهش بی وفایی موج می زد

بیچاره دل این صحنه را باور نمی کرد

می دید توی چشم هایم حرف ها بود

حتی دمی پیش نگاهم سر نمی کرد

پاییز گفتم در وجودم ریشه می سوخت

سوزی که هرگز شعله ی آذر نمی کرد

 Click to view full size image

بی تو بودن سهم من نبود از این عشق

هر چند دلت با من نبود دستات توی دستام نبود

ولی بدون که عشق تو رفته تو پوست و استخون

باور نمی کردم یه روز بخوای بری از پیش روم

ولی بدون تو قلب من چیزی به جز عشقت نبود

 

نذار بشكنه اين غرور سرد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

تو رو به خدا به داد دلم برس داره می میره . ببین هنوزم جا واسه جبران هست . هنوزم گوشیم روشنه . هنوز اسمتو پاک نکردم. منتظرم. تا دیر نشده بیا . نذار وقتی که اومدی بگن دیر رسیدی ... . نذار بگن چشم براه رفت بیا ... .نذار ملامتم کنن که عشقت اشتباه بود من خودم این اشتباهُ میخوام . مگه تو نبودی گه اشک منو دوست نداشتی حالا دارم زار می زنم بیا . عین همه ی شمع هایی که هر شب برات روشن می کنم دارم آب می شم بیا.دلم داره از غصه میترکه . بذار فقط تو غرورمُ شکسته باشی ، نذار اینا بشکنن بیا. نذار دیوونه بشم دارم دق می کنم شبا از هق هق گریه نفس ندارم بیا

چشم انتظارم ...بیا.......................................... .

 

چرا تنهام گذاشتي؟؟؟؟؟؟؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

امشب به یاد بودنت تا صبح با سازم می خونم

برات هزار تا شعر می گم تا بدونی دوست دارم

یادم میاد پشت سرت با چشم گریون داد زدم

توی جواب اشک من به قلب تو چنگ زدی

نامهربون اینجوریه رسم ورسوم عاشقی

می گی هنوز دوسم داری من که ندیدم اینجوری

گفتی بیا تموم کنیم ترس از حسودا نکنیم

اگه بخوای باز می تونی بعداَ به چنگم بیاری

تو رو قسم دادم به جون جفتمون به تمام لحظه به خاطراتمون

اما تو گفتی نمی شه اینجا باید تموم بشه

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

نمی دانم چرا دیگر چشمانم در جاده ی انتظار منتظر تو نیست ؟؟؟؟؟

نمی دانم چرا دیگر با آمدنت صدای پایت برایم هیجان آور نیست؟؟؟؟

چرا دیگر دیدن چشم هایت برای من یک رویا نیست؟؟؟؟

چرا دیگر بودن ونبودنت برای من مهم نیست؟؟؟؟

نمی دانم چه شده بر من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

سفرت درد کمی نیست واسه ی دلم میدونی

راستی باورم نمیشه تو میری و نمی مونی

تو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم

کی جای من بود تو چشات هیچوقت اینو نفهمیدم

نذار که بین من وتو هر چی بودن خاطره شه

تو بری ومن بمونم غصه ی ما تموم بشه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

چشم براهتم گلم

وقت مردنم ، وقت پژمردنم

              میدونم عاقبت میای بالا سرم

نره از یادت اون دفتر خاطرات

                که نوشتم برات ،ننوشتی برام

بعد مردنم وقت پژمردنم

                 یادت نره یه وقت قصه خوردنام

حرف دل

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نمی دونم چرا اینقدر دنیا بی وفا شده .                                 توی این چند شب مثل تمام شمع هایی که روشن کردم                          با سوز گریه هام آب شدم و دارم به آخره خودم میرسم.                 چقدر ناله کردم و از خدا خواستم که برگرده اما ... .                نمیدونم درد دلم رو به کی بگم دیگه به غیر از خدا کسی رو ندارِمِ.ُ        یعنی کسی رو نذاشت برام بمونه.                                      دارم دق میکنم کم آوردم تا حالا فقط برا اطرافیانم                      کم آورده بودم اما حالا واسه خودم کم آوردم                           بخدا یقه ی این زندگی رو چسبیدن سخته .                              دیگه تحملم داره انتها میرسه .                                        من چیزی توی عشق کم نذاشتم .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                 رسد هجر من و دوست ، نهايت به نهايت

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم

یاد گرفتم
به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم

یاد گرفتم
هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره

یاد گرفتم
تو زندگیم اونی که دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم

یاد گرفتم
گریه های هیچ کس رو باور نکنم

یاد گرفتم
بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم

یاد گرفتم
هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

با یک دنیا غم و حسرت
دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم
من به عشقت دل نمی بندم

به آسونی یک قصه
تو از عشقم گذر کردی

دلم یه گوله آتیش
تو اونو شعله ور کردی

میون اینهمه آدم
شدم تنهاترین تنها

منو اینجا رها کردی
تو در این گوشه دنیا

ببین بغضه شکستم را
نمیگم دیر یا زود

اگه چیزی برام مونده
یه مشتی خاطره بوده

واسه این عاشق ساده
یه روز مثل خدا بودی

نمی دونست دل ساده
که خیلی بی وفا بودی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

انتظار

      تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

 

به انتظار نشسته ام تا روزی دیگر از روزهای انتظار بسر رسد و دوباره شب را در آغوش بگیرم و با آن درد دل کنم
امشب با شب های دیگر بسیار فرق ها دارد، امشب انتظار مفهوم ها دارد امشب در درونم بلواییست. حتی نمی توانم تصور کنم؛
آه مگر می شود فردا خاکستری نباشد؟
نه. حتی در دورترین نقطه از خوشبینانه ترین قسمت فکرهایم نمی توانم به آن فردایی فکر کنم که پایانی جز آن داشته باشد.فردایی جز تنهایی ، غم ، فراق ، جدایی …
فرداهایی در انتظار من نشسته اند که دیگر حتی در آغوش گرفتن شب هم نمی تواند مرحمی بر زخم های کهنه ام باشد. دلم به حال شب می سوزد و آن مونسان شبانه ام. مگر چه گناهی کرده اند که می بایست مونس و همدم شب های من باشند. بیچاره آن شمع که به پای غم های من می سوزد و آخ هم نمی گوید و با دیدن چهره ام اشک های کوچکش بر گونه های پر مهرش جاری می شود یا که آن برگ های گردو که ناله های شبانه ام نگذاشته که حتی در این زمستان سرد و بی روح نیز شیرینی لحظه ای خواب بدون شنیدن هق هق های مرا تجربه کنند
تا کی بالش بیچاره ام باید ناخواسته هرشب سیراب شود. و خم به ابروی نیاورد .
اینها را ملالی نیست
از امشب دلم برای دلم می سوزد که باید روز به روز صبور تر شود زیرا روز به روز بر میزان درد فراق افسوده تر می شود و خاطرات کهنه تر. و من جایی مطمئن تر از آنجا برای تلمبار کردن غصه هایم ندارم. کی لبریز شود و طغیان کند آه خدای من…
نمی دانم آرزو کنم امشب طولانی تر شود یا کوتاهتر
اگر از بعد انتظار بنگرم،امید دارم امشب با چشم بر هم زدنی به پایان رسد
اما آن هنگام که فکر می کنم و می بینم امشب آخرین شبی است که می توانم به رویای محال خود فکر کنم و اشک بریزم و در حالی که دستم را بر روی سینه قرار داده ام، رو به سوی منزل دوست کنم و با خلوص نیت دورا دور ابراز عشق کنم و بوسه ای را به سوی پیشانی اش روانه کنم . از خدا می خواهم که یا امشب را پایانی قرار مدهد و یا عمر مرا کفافگوی دیدن خورشید

                 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!

 

گفتمش بی تو چه باید کرد ؟عکس رخساره ی ماهش را داد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

گفتمش مونس شبهایم کو؟تاری از زلف سیاهش را داد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

وقت رفتن همه را بو سید ورفت،به من از دور نگاهش را داد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

به همه یادگاری دادو به من انتظار سر راهش را داد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

سالها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی ؟!

اما...

سلامت تو برایم مهم است

و آرزوی من را برای خوشبختی خواهی یافت.

و احساس خواهی کرد اندکی شاد تر هستی

            و نخواهی دانست چرا؟

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ، تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ،لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان، که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ٬ لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار، لمس کن لحظه هایم را ، تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ٬ لمس کن این با تو نبودن ها را ٬ لمس کن.... لمس کن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

ماهها است که در انتظار دیدن تو هستم.از عمق فاصله ها باز گرد و دستهایت را برایم پلی نما و مرا صادقانه در روز و شب زندگی همراهی کم.بیا و اشکهای شبهای سخت جدایی را  پایان ببخش.بیا و خوشبختی را با تمام وجود به من هدیه کن.بیا و بدان که چقدر در انتظارت بودم.بازم می نشینم و منتظر می مانم تا روزی از پنجره کوچک قلبم بتابی و به این فراق سخت،پایانی زیبا و تازه بخشی.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

حک شده به روی قلبم از غم حسین هلاکم

وقتی مردم کمی تربت بریزید میون خاکم

یا حیسن غریب مادر

وصیت نامه نوشتم رفیقام اینو بدونین

بشینید پایین قبرم برام عاشورا بخونید

یا حسین غریب مادر

قفس سینه ی تنگم برا کربلا کبوده

هیچ کجا برای مجنون بهتر از حرم نبوده

می خونم با شور احساس حرم حسینُ عشقِ

بدونید یا ایها الناس حرم حسینُ عشقِ

حسین حسین وای وای

از ازل دل خرابم نذر چشم دلبرم شد

از قدیما تو معلا مهر ما محرم غم شد

یاد اون روزا که بابا یاد می داد به من یه نامُ

یا حسین بگو عزیزم یاد بگیر اسم آقام ُ

حسین حسین

عمریه نماز عشقم به امامت حسینِ

بهترین اجر نمازم به زیارت حسینِ

یا حسین غریب مادر

بزم روضه های ارباب اولین محفل عشقِ

کربلاش بس که با حالِ آخرین منزل عشقِ

یا حسین غریب مادر

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد