کاش میشد دوباره باشی
کاش می شد دوباره باشی
کنار این تن خسته
مثه مرحم بشی واسه این دل شکسته
کاش می شد دوباره واشه
اون دوتا چشم خیسه بسته
کاش می شد دوباره پیدا
اون نگاه ناز شیدا
کاش می شد دوباره واشه
اون لبای سرخ بسته
کاش می شد دوباره سر بدی فریاد
تا بدونم که هـنـوز، نرفتم از یــاد
کاش می شد دوباره شونت
تکیه گاه ناله هام شه
حضور سبز وعاشقت
سنگ صبور گریه هام شه
کاش می شد؛اما نمیشه این مرام روزگاره
رفتنت همیشگی بود ، دیگه برگشتن نداره
موندن من دیگه اینجا
فایده ای نداره
مثه رویایی که
توی هیچ ذهنی ، جایی نداره


هر چند مال من نشّْدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم
یاد گرفتم
به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم
یاد گرفتم
هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره
یاد گرفتم
تو زندگیم اونی که دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم
یاد گرفتم
گریه های هیچ کس رو باور نکنم
یاد گرفتم
بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم
یاد گرفتم
هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹ ساعت 23:15 توسط مسافر غریب
|
سلام دوست جونام