با یک دنیا غم و حسرت
دل از آغوش تو کندم

دیگه حتی یه بارم
من به عشقت دل نمی بندم

به آسونی یک قصه
تو از عشقم گذر کردی

دلم یه گوله آتیش
تو اونو شعله ور کردی

میون اینهمه آدم
شدم تنهاترین تنها

منو اینجا رها کردی
تو در این گوشه دنیا

ببین بغضه شکستم را
نمیگم دیر یا زود

اگه چیزی برام مونده
یه مشتی خاطره بوده

واسه این عاشق ساده
یه روز مثل خدا بودی

نمی دونست دل ساده
که خیلی بی وفا بودی

با اینکه دل بریدم من
شکسته بال پروازم

هنوزم تویه غربت
برات معنای نیازم

کسی دیگر نمی کوبد
در این خانه ی متروک ویران را

کسی دیگر نمی پرسد
چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع میسوزم
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان و نالانم
و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش
اما کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم
که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پر جوش خویش
اما کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی میشود

برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

من هنوزم واسه تو از عاشقی قصه می خونم من هنوزم تک و تنها تو هوای تو می مونم
من همه چیزمو دادم ، که پیشم بمونی ولی تو هنوزم واسم از سفر می خونی
من همه گلای یاس ، واسه تو فدا کردم  تا که دستامو بگیری گرم کنی این قلب سردم
دل من می خونه بازم که واسش قشنگ ترینی ولی تو عوض نمی شی سرد و ساکت، باز همینی
نمی خوای غربت چشما مو باور کنی، می دونم دلتو دادی به دست یک غریبه همه حرفام به خیالت یه فریبه
قسمت چشای من اشک و غربت من دارم عمری به حسرت تو عادت
عزیزم خدا به همرات شادم اگه شادی می میرم هنوز برات گر چه دل به من ندادی